موسیقی آناندا

“موسیقی بسیار فراتر از سرگرمی است. فقط یک حالت آگاهی را منعکس نمی کند، بلکه آن را ایجاد می کند.”

سوامی کریاناندا

موسیقی آناندا در سال ۱۹۶۴ آغاز شد، زمانی که دونالد والترز (سوامی کریاناندا) الهاماتی دریافت کرد تا نوع جدیدی از موسیقی را به جهان معرفی کند. گونه ای از موسیقی که بیانگر آرزوهای معنوی و تمایل به شیوه ی زندگی معنادارتر است. این موسیقی همان طور که از هدفش پیداست بسیار ساده و در عین حال زیبا است.

موسیقی آناندا در بسیاری از کشورها اجرا شده است و الهام بخش هزاران نفر از مردم با دیدگاهی جدید و ارتقا یافته از خود زندگی است. از برخی جهات، شاید حتی از بهترین موسیقی های کلاسیک نیز فراتر می رود، زیرا به جای توصیف یک شیوه ی زندگی برازنده، معنایی متعالی ارائه می دهد.

والترز در ابتدا فقط آهنگ هایی با متن می نوشت. سپس متوجه شد که برای بیان معنای عمیق به کلمات نیازی نیست. از این رو، او آثاری بدون متن نیز به رشته ی تحریر درآورده است مانند: سونات پیانو. کوارتت زهی؛ و کارهای مشابه دیگر.

به طور کلی این طور درک می شود که موسیقی می تواند تأثیر قدرتمندی بر خلق و خو و انرژی داشته باشد. کمتر بررسی شده است که موسیقی مثبت و نشاط‌آور می‌تواند بر خود آگاهی به روش‌های مثبت و نشاط‌ آور تأثیر بگذارد. خوانندگان و نوازندگان موسیقی آناندا به افزایش آگاهی، نه تنها در مورد نیاز عمومی به موسیقی مثبت و نشاط‌آور در دنیای آشفته ی ما بلکه در مورد مجموعه ی خاصی از موسیقی که دقیقاً با هدف بالا بردن انرژی، بالا بردن آگاهی و کمک به مردم ساخته شده است، متعهد هستند.

آهنگ های معنوی

آهنگ ها یا سرودها معمولاً از احساسات یا علایق گذرا الهام می گیرند. اما آهنگی که از اعماق سرسپردگی حقیقی به خداوند زاده می شود و پیوسته از راه گوش یا ذهن شنیده می شود، با ارادت عمیق فزاینده ای خوانده می شود تا زمانی که پاسخ آگاهانه ای از سوی او در قالب عشق، خلسه و شادی بی حد و حصر دریافت شود، یک آهنگ معنوی است.

چنین آهنگ هایی مانند مارش های زنده هر زمان که بر سنگ بنای فداکاری زده شود، آتش تماس با خدا را ایجاد می کند. آوازهای معمولی مانند کبریت خیس هستند که هیچ جرقه ای از تماس با خدا ایجاد نمی کنند.

هر یک از آوازهای کیهانی در این کتاب معنوی شده است، یعنی هر آهنگی با صدای بلند و ذهنی خوانده شده تا زمانی که پاسخ واقعی خداوند را پیدا کند. امید است که هر خواننده این سرودها را نه به عنوان موسیقی معمولی برای خوشایند گوش یا عواطف، بلکه به عنوان آوازهای اشباع شده از روح برای ایجاد ارتباط الهی استفاده کند.

صدا قوی ترین نیرو در جهان است

پنج حالت در آواز عبارتند از: آواز هشیارانه با صدای بلند، زمزمه خوانی، آواز ذهنی، آواز ناخودآگاه، آواز ابرآگاهانه. تنها زمانی آواز ناخودآگاه با آکاهی درونی پیوند می یابد که ذهن به طور خودکار یک آواز را در پس زمینه ی فکر و فعالیت تکرار می کند.

صدا یا ارتعاش، قوی ترین نیرو در جهان هستی است و موسیقی، هنری الهی است که نه برای لذت، بلکه به عنوان راهی به سوی خداشناسی، ارتعاشات ناشی از آواز رهنورد، منجر به تماس با ارتعاش کیهانی یا کلمه می شود.

خوانندگان این آهنگ ها که خواهان بهترین نتیجه هستند، باید آن ها را به تنهایی یا در کنار سرسپردگان واقعی خدا، با ارادت و شور روزافزون بخوانند. پس از اجرای نت‌ها، باید توجه بی‌نظیر فرد به تکرار آن‌ها با ارادت عمیق‌تر و عمیق‌تر معطوف شود، تا زمانی که در لذت آواز غوطه‌ور شود و معنای کلمات را به طور کامل درک کند. این احساس شادی آور اولین درک از خداوند است.

سرود ابرآگاهانه منجر به تماس با "آوم" می شود

سرود ابرآگاهانه زمانی است که ارتعاشات عمیق درونی آواز تبدیل به خودآگاه می شود و در ضمیر ابرآگاهی، ناخودآگاه و ضمیر آگاه تثبیت می شود. توجه بی‌وقفه به ارتعاش کیهانی واقعی، آوم نه روی هیچ صدای خیالی، آغاز آواهای ابرآگاهی حقیقی است.

تکرار نام خدا در حالی که به چیزهای دیگر فکر می کنید بیهوده است، زیرا او چنین دعاهای طوطی واری را اجابت نمی کند. تکرار یک دعا یا مناجات با درک و فداکاری روزافزون، موثر است. تکرار مکانیکی یا بدون فکر نام خدا همان چیزی است که پیامبران ما را از آن برحذر داشته اند. خواندن سرودهای مقدس یا دعای مکانیکی یا غایب از حضور ذهن، آوا دادن بیهوده ی خداوند است.

این آوازها اگر به درستی تکرار شوند، ارتباط با خدا و شادی و وجد و از این طریق شفای جسم، ذهن و روح را به همراه خواهند داشت.

شادی دلیل بر این است که خداوند رهنورد را اجابت کرده است

هر یک از این آوازها را باید نه یک بار بلکه بارها با استفاده از قدرت تجمعی تکرار خواند تا زمانی که خواننده احساس شادی زیادی در قلبش دریافت کند. هنگامی که این شادی احساس شود، دلیل بر این است که خداوند رهنورد را اجابت کرده و عبادت او به درستی تنظیم شده و انتشار شور او در مناجات صادقانه و عمیق، انجام شده است.

هر یک از مریدان باید زمان منظمی را برای خواندن این آوازها اختصاص دهند. ابتدا با صدای بلند، سپس با زمزمه، سپس ذهنی آواز سردهید. گروهی که به نام خدا دور هم جمع شده‌اند، می‌توانند یکی از این سرودها را انتخاب کنند، آن را با صدای بلند، همراه با پیانو یا ارگ بخوانند، سپس آهسته ‌تر، سپس با زمزمه بدون همراهی و در نهایت فقط ذهنی بخوانند. به این ترتیب می توان به تنهایی یا با هم به درک عمیق خدا رسید.

وقتی این آوازها در خلوت یا در آواز جمعی با ارادت فراوان تکرار می‌شوند، متوجه می‌شویم که آهنگ‌ها ناخودآگاه خود را در پس‌زمینه ی ذهن تکرار می‌کنند و شادی زیادی به ارمغان می‌آورند حتی زمانی که فرد درازدحام در حال اندیشه و فعالیت است.

به تدریج تکرار ناخودآگاه به درک ابرآگاهانه تبدیل خواهد شد و ادراک حقیقی خدا را به ارمغان می آورد. انسان باید عمیق‌تر و عمیق‌تر آواز خواند تا زمانی که همه ی آوازها تبدیل به ضمیر ناخودآگاه و سپس سرودهای ابرآگاهانه شود که انسان را به حضور الهی می‌رساند.